
Advertise on podcast: رواق / Ravaq
Rating
4.7from
This podcast has
563 episodes
Language
EnglishPublisher
فرزآنExplicit
No
Date created
2019/04/15
Latest episode
2026/01/07
Average duration
61 min.
Release period
2 days
Description
میترسید بیآنکه بداند میترسد. غمگین بود بیآنکه بداند از چه. میخواست برود، بیآنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بیآنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم میپردازه و سادهتر از اسمش، ریشهی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی میکنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم Тавсифи сонетхои Хофиз
Unlock رواق / Ravaq podcast Email contact info,
Listeners & Audience details
Email contact information
Direct podcast contact details

Listeners
Audience numbers & engagement insights

Audience details
Podcast Insights

Podcast episodes
Check latest episodes from رواق / Ravaq podcast
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی ۴۵۴
2026/01/07
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۴
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
ز کوی يار میآيد نسيم باد نوروزی
از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی
چو امکان خلود ای دل در اين فيروزهايوان نيست
مجال عيش فرصت دان به فيروزی و بهروزی
سخن در پرده میگويم بهار و گل غنیمت دان
که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی
طريق جستن چيست؟ ترک کام خود گفتن
کلاه سروری آن است کز اين ترک بردوزی
ندانم نوحهی قمری به طرف جويباران چيست
مگر او نيز همچون من غمی دارد شبانروزی؟
جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين ای شمع
که حکم آسمان اين است اگر سازی و گر سوزی
میای دارم چو جان صافی و صوفی میکند عيبش
خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بيا ساقی که جاهل را هنیتر میرسد روزی
به بستان شو که از بلبل رموز عشق گیری یاد
به مجلس آی کز حافظ سخن گفتن بیاموزی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳
2026/01/06
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۳
فاعلاتن مفاعلن فعلن
ای که دايم به خويش مغروری
گر تو را عشق نيست معذوری
گرد ديوانگان عشق مگرد
که به عقل عقيله مشهوری
مستی عشق نيست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
روی زرد است و آه دردآلود
عاشقان را دوای رنجوری
بگذر از نام و ننگ خود حافظ
ساغر می طلب که مخموری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری ۴۵۲
2026/01/04
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۲
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
طفيل هستی عشقاند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصيب مباش
که بنده را نخرد کس به عيب بیهنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نيمشبی کوش و گريه سحری
چو مستعد نظر نيستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بیبصری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شيرينکار
که در برابر چشمی و غايب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زين غيرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
کلاه سروريت کج مباد بر سر حسن
که زيب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت میروند و میآيند
صبا به غاليهسایی و گل به جلوهگری
دعای گوشهنشينان بلا بگرداند
چرا به گوشهی چشمی به ما نمینگری؟
بيا و سلطنت از ما بخر به مايهی حسن
و از اين معامله غافل مشو که حيف خوری
ز من به حضرت آصف که میبرد پيغام
که ياد گير دو مصرع ز من به نظم دری
بيا که وضع جهان را چنان که من ديدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
چو هر خبر که شنیدم رهی به حیرت داشت
از این سپس من و ساقی و وضع بیخبری
طريق عشق طريقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به يمن همت حافظ اميد هست که باز
اَریٰ اُسامرُ ليلایَ ليلةَ القمرٍ
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری ۴۵۱
2025/12/31
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۱
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
خوش کرد ياوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد و خدايش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عيش از درم درآی
تا يک دم از دلم غم دنيا به دربری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست
آن به کز اين گريوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درويش و امن خاطر و کنج قلندری
يک حرف صوفيانه بگويم اجازت است؟
ای نور ديده صلح به از جنگ و داوری
نيل مراد بر حسب فکر و همت است
از شاه نذر خير و ز توفيق ياوری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی
کاين خاک بهتر از عمل کيمياگری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
روزگاریست که ما را نگران میداری ۴۵۰
2025/12/30
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۰
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
روزگاریست که ما را نگران میداری
مخلصان را نه به وضع دگران میداری
گوشهی چشم رضایی به منت باز نشد
اين چنين عزت صاحبنظران میداری؟
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار
دست در خون دل پرهنران میداری
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ
همه را نعرهزنان جامهدران میداری
چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ
سر چرا بر من دلخسته گران میداری؟
ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور
چشم سری عجب از بیخبران میداری
گوهر جام جم از کان جهانی دگر است
تو تمنا ز گل کوزهگران میداری؟
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی
طمع مهر و وفا زين پسران میداری
کيسهی سيم و زرت پاک ببايد پرداخت
اين طمعها که تو از سيمبران میداری
گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که ما را تو بر آن میداری
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
چه توقع ز جهان گذران میداری؟
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
ای که مهجوری عشاق روا میداری ۴۴۹
2025/12/28
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۴۹
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خويش جدا میداری
تشنهی باديه را هم به زلالی درياب
به اميدی که در اين ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان ليکن
به از اين دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حريفان دگر مینوشند
ما تحمل بکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصير خود افتادی از اين در محروم
از که مینالی و فرياد چرا میداری؟
حافظ از پادشهان پايه به خدمت طلبند
سعینابرده چه امّيد عطا میداری؟
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
ای که در کوی خرابات مقامی داری ۴۴۸
2025/12/27
«««««میبهـا🍷»»»»»
غزل نمره ۴۴۸
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری
ای که با زلف و رخ يار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن يار سفرکرده پيامی داری
خال سرسبز تو خوش دانه عيشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
نام نيک ار طلبد از تو غريبی چه شود
تویی امروز در اين شهر که نامی داری
بس دعای سحرت حارس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخيز غلامی داری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
بیا با ما مورز این کینهداری ۴۴۷
2025/12/24
«««««میبهـا🍷»»»»»
غزل نمره ۴۴۷
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
بيا با ما مورز اين کينه داری
که حق صحبت ديرينه داری
نصيحت گوش کن کاين در بسی به
از آن گوهر که در گنجينه داری
به فرياد خمار مفلسان رس
خدا را گر می دوشينه داری
وليکن کی نمايی رخ به رندان
تو کز خورشيد و مه آيينه داری
بد رندان مگو ای شيخ و هش دار
که با حکم خدایی کينه داری
نمیترسی ز آه آتشينم
تو دانی خرقهی پشمينه داری
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سينه داری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
صبا تو نکهت آن زلف مشکبو داری ۴۴۶
2025/12/23
«««««میبهـا🍷»»»»»
غزل نمره ۴۴۶
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
صبا تو نکهت آن زلف مشکبو داری
به يادگار بمانی که بوی او داری
دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست
توان به دست تو دادن گرش نکو داری
در آن شمايل مطبوع هيچ نتوان گفت
جز اين قدر که رقيبان تندخو داری
نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش و هوش به مرغان هرزهگو داری
ز جرعهی تو سرم مست گشت نوشت باد
خود از کدام خم است اين که در سبو داری؟
به سرکشی خود ای سرو جويبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فرو داری
دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن
تو را سزد که غلامان ماه رو داری
قبای حسنفروشی تو را برازد و بس
که همچو گل همه آيين رنگ و بو داری
ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق
قدم برون نه اگر ميل جستجو داری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
تو را که هرچه مراد است در جهان داری ۴۴۵
2025/12/21
«««««🍷میبهــا»»»»»
غزل نمره ۴۴۵
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال پریشان عاشقان داری؟
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری
ميان نداری و دارم عجب که هر ساعت
ميان مجمع خوبان کنی ميانداری
بياض روی تو را نيست نقش درخور از آنک
سوادی از خط مشکين بر ارغوان داری
بنوش می که سبکروحی و لطيف مدام
علیالخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن عتاب از اين بيش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به اختيارت اگر صد هزار تير جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داری
بکش جفای رقيبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر يار مهربان داری
به وصل دوست گرت دست میدهد يک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چو گل به دامن از اين باغ میبری حافظ
چه غم ز ناله و فرياد باغبان داری؟
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
شهریست پر ظریفان وز هر طرف نگاری ۴۴۴
2025/12/20
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۴۴
مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن
شهریست پرظريفان و از هر طرف نگاری
ياران صلای عشق است گر میکنيد کاری
چشم فلک نبيند زين طرفهتر جوانی
در دست کس نيفتد زين خوبتر نگاری
هرگز که ديده باشد جسمی ز جان مرکب؟
بر دامنش مبادا زين خاکيان غباری
چون من شکستهای را از پيش خود چه رانی
کهأم غايت توقع بوسیست يا کناری
می بیغش است درياب وقتی خوش است بشتاب
سال دگر که دارد اميد نوبهاری؟
در بوستان حريفان مانند لاله و گل
هر يک گرفته جامی بر ياد روی ياری
چون اين گره گشايم؟ وين راز چون نمايم؟
دردی و سخت دردی، کاری و صعب کاری
هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی
مشکل توان نشستن در اين چنين دياری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
ویژهبرنامهی یلدا
2025/12/18
نور ز خورشید جوی بو که برآید
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری ۴۴۳
2025/12/17
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۴۳
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
خورد ز غيرت روی تو هر گلی خاری
ز کفر زلف تو هر حلقهای و آشوبی
ز سحر چشم تو هر گوشهای و بيماری
مرو چو بخت من ای چشم مست يار به خواب
که در پی است ز هر سويت آه بيداری
نثار خاک رهت نقد جان من هر چند
که نيست نقد روان را بر تو مقداری
دلا هميشه مزن لاف زلف دلبندان
چو تيره رای شوی کی گشايدت کاری؟
سرم برفت و زمانی به سر نرفت اين کار
دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری
چو نقطه گفتمش اندر ميان دايره آی
به خنده گفت که ای حافظ اين چه پرگاری؟
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
به جان او که گرم دسترس به جان بودی ۴۴۲
2025/12/16
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۴۲
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
به جان او که گرم دسترس به جان بودی
کمينه پيشکش بندگانش آن بودی
بگفتمی که بها چيست خاک پايش را
اگر حيات گرانمايه جاودان بودی
به بندگی قدش سرو معترف گشتی
گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی
به خواب نيز نمیبينمش چه جای وصال
چو اين نبود و نديديم باری آن بودی
اگر دلم نشدی پايبند طرهی او
کیاش قرار در اين تيرهخاکدان بودی
به رخ چو مهر فلک بینظير آفاق است
به دل دريغ که يک ذره مهربان بودی
درآمدی ز درم کاشکی چو لمعهی نور
که بر دو ديده ما حکم او روان بودی
ز پرده نالهی حافظ برون کی افتادی
اگر نه همدم مرغان صبحخوان بودی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی ۴۴۱
2025/12/15
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۴۱
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
که حال ما نه چنين بودی ار چنان بودی
بگفتمی که چه ارزد نسيم طرهی دوست
گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
عیان شدی که بها چیست خاک کویش را
اگر حیات گرانمایه جاودان بودی
برات خوشدلی ما چه کم شدی يا رب
گرش نشان امان از بد زمان بودی؟
گرم زمانه سرافراز داشتی و عزيز
سرير عزتم آن خاک آستان بودی
ز پرده کاش برون آمدی چو قطرهی اشک
که بر دو ديدهی ما حکم او روان بودی
اگر نه دايرهی عشق راه بربستي
چو نقطه حافظ بیدل نه در ميان بودی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Podcast reviews
Read رواق / Ravaq podcast reviews
علی کاظمیان باجگیران 2025/12/13
اپیزود ۴۴
چه شد به ناگه؟ قرار بود که رأس ساعتِ ۲۲:۲۲ بگویی دوستت دارم!
به ما که رسید سحرخیز شدی؟😇
An@hid 2025/12/02
خوب نه ، عالی هستی
آقای فرزان من الان حدود دو ماهی هست که صبح عصرمو با صدای سخن عشق دارم سپری می کنم، بر خودم لازم و واجب دونستم صمیمانه از شما تشکر کنم که هر روزمو زیب...
ssaahhasrr 2025/12/01
فرزان بلا
خيلي بلايي فرزان🤌☘️✨
RamSiSi 2025/11/08
ایگو ی فرزآنی
فرزآن جان درود
اینکه همیشه میگی ایگو و منِ برساخته رو نباید در زندگی روزمره جای داد
چطور خودت میگی:
من (منه برساخته ی صدای سخن عشق) چون یک میلیون دنبا...
Mayhmt 2025/10/21
سلام
میشه لطفا کوچه ی میعاد رو باز هم بخونید؟
یک زن 2025/09/01
سپاس🙏🏻🌹
سلام و عرض ادب خدمت شما
غزل چند روز پیش شما نوشته روی سنگ قبر مادر من بود و من تازه الان بعد از گذشت ۳۶ سال فهمیدم چرا مادرم این شعر حافظ را دوست داشت...
mrcurios 2025/08/20
غربت
درود بیکران! تواپیزود ۳۵۹ نکته ای فرمودین که یه کمبه نظرم باید عمیقتربهش نگاه کرد. گفتین مهاجرت خودخواسته با تبعید فرق میکنه و بلا فاصله مثال زدین ...
ras cd t 2025/07/14
سپاس
ممنون که هستید
زهرا بانو 2025/06/29
نفست گرم
مدتهاست دارم صدای سخن عشق رو دنبال میکنم و حقیقتا بی نظیرین🌹👍
Asra.sh 2025/06/29
صدای سخن عشق
هر وقت دلم میگیره و هوس غزلی از حافظ میکنم با خودم میگم وقتشه برم مهمون خونهی فرزان بشم؛ ممنونم میزبان خوبما که کنج خونهت همون کنج آرامشبخش میخانه...
Podcast sponsorship advertising
Start advertising on رواق / Ravaq relevant audience podcasts
You may also like to advertise on these Podcasts

00620
Daily Creep (by Raziel)
Daily Creep

00756
Horror zum Einschlafen
FrankGodWhite

00390
Nerdy Nightly Reactions
Nerdy Nightly Entertainment

00445
Well Far Daily
Mags Creative + Amy Lane

009
ZANNON PRESENTS - THE PARTY SHOW
ZANNON

00313
Podcast Ngon
Podcast Ngon

00499
Jonathan Suttin in the Morning
Audacy

00139
Armatae – Der Geschichts-Podcast
Gods Rage – Matthias Scheriau

00242
Your Radio Doctor
Audacy

00218
AutoMobil
Blitzer.de