1767547564
رادیو تاسیان

Advertise on podcast: رادیو تاسیان

Rating
★★★★★
5
from
2 reviews
This podcast has
55 episodes
Explicit
No
Date created
2024/09/10
Latest episode
2026/10/13
Average duration
19 min.
Release period
29 days

Description

"زیستن در حاشیه‌ی زمان، شنیدن آنچه ناگفته ماند – رادیو تاسیان" / به قلم امیرعلی مهاجری

Podcast episodes

Check latest episodes from رادیو تاسیان podcast


داستان کوتاهی درباره عشق
2026/10/13
🎧 با حمایت برند شاوما، اپیزود سینمایی «داستان کوتاهی درباره عشق» از پادکست رادیو تاسیان، به‌صورت رسمی در پلتفرم‌های پادکست منتشر شد. بخشی از اپیزود: اولین قطره بارون می‌شینه رو صورتم... دومیش... سومیش... چهارمیش... داره زیاد می‌شه... دونه‌دونه این قطره‌ها چنان صورتم رو لمس می‌کنن که انگار هر قطره بارون از طرف تو داره منو می‌بوسه... چشمامو می‌بندم... دستامو باز می‌کنم... آروم می‌چرخم... دور خودم می‌چرخم... تندتر... تندتر... تندتر... تندتر... دیگه هیچی مهم نیست... از الان به بعد... هیچی... بالاخره بهت گفتم عاشقتم... بالاخره تو از پشت پنجره نگام کردی و بالاخره یه چیزی درون من آروم شده و عین شبای دیگه تو رو فریاد نمی‌زنه... نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: امیر زبرجدمدیر مارکتینگ و مشاور پروژه: بهار احمدیتهیه و تولید: استودیو نووپاییز ۱۴۰۵ ✨ این اپیزود هم‌اکنون از طریق کست‌باکس، اپل پادکست، شنوتو و سایر پلتفرم‌های رسمی پادکست در دسترس شماست. 🍁 شاوما، حامی اپیزود جدید رادیو تاسیان
نوری که خورشید نبود
2026/09/12
یادته؟ به یار گفتی آدم وقتی از بالا زمین رو نگاه می‌کنه، باید دلش قرص باشه؛ چون بالا بودن یعنی فاصله داشتن. ولی حالا می‌فهمم تو اشتباه می‌کردی. بالا بودن یعنی تنها بودن. یعنی دیدن چیزهایی که بقیه نمی‌خوان ببینن. یعنی فهمیدن اینکه چقدر همه‌چی بی‌معنیه وقتی کسی نیست که باهاش قسمت کنی... نوری که خورشید نبود نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورطراح پوستر: پدرام شهرآبادیمشاور و ایده پرداز: بهار احمدیپخش رسمی از رادیو تاسیانتابستان 1405 / تهران
سه ثانیه قبل از خداحافظی
2026/08/27
پیلامار، جاده‌ی خاطرات ساخته می‌شه یا ما می‌سازیمش؟ اگه ساخته می‌شه، پس چرا هرچی جلوتر می‌رن، جنگل میاد جلو، شاخه‌ها دست می‌ندازن روشون، برگ‌ها می‌ریزین و آروم بی‌سر و صدا جاده رو می‌گیرن و می‌پوشونن از ما آدم‌ها؟ چرا همیشه آخرش طبیعت برنده این بازی می‌شه؟ اگه خودمون می‌سازیمش پس تکلیف اون خداحافظی‌های همیشگی چیه؟ اون رفتن‌هایی که انگار از قبل تمرین شدن، اما هیچ‌وقت آماده‌شون نیستیم؟ چرا توی این جاده‌ها همیشه رفتن آدما رو می‌بینیم، ولی اومدنشون نه؟ چرا هیچ‌کس از همون راهی که رفته، برنمی‌گرده؟ چرا اون سه ثانیه‌ی لعنتی قبل از خداحافظی رو نمی‌شه تموم کرد؟ همون سه ثانیه‌ای که همه چی توش معلق و صحنه آهسته‌ست، که اگه دست بلرزه، اگه دلت بخواد عقب نشینی کنه، اگه یه کلمه کم و زیاد بشه، دیگه هیچ فایده‌ای نداره... اگه جاده رو خودمون می‌سازیم، چه لذتی داره ساختن جاده‌ای که از اول می‌دونی پر از رنجه؟ جاده‌ای که قراره هر قدمش درد باشه، سر هر پیچش دلتنگی، و آخرش، یه روز زیر دست برگ و ریشه‌های جنگل انبوه برای همیشه محو بشه؟ نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورتهیه و تولید: استودیو هاوشمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی: رادیو تاسیان پریل، حامی اپیزود «۳ ثانیه قبل از خداحافظی» از رادیو تاسیان
زندگی قبل از عاشق شدن
2026/08/01
با حمایت پریل، اپیزود جدید رادیو تاسیان منتشر شد نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا کریمیانایده‌پرداز: بهار احمدیمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی از رادیو تاسیان | تابستان ۱۴۰۵ پریل، حامی این اپیزود از رادیو تاسیان رادیو تاسیان را در شنوتو دنبال کنید! ..................................................... دوست داشتم برم بالای شهر وایسم و از اون بالا به همه‌چی نگاه کنم؛ به خونه‌هایی که از این ارتفاع اندازه‌ی یه نقطه می‌شن، به خیابونایی که پت و پهنن ولی از این بالا فقط یه مشت خط‌های کمرنگ روی زمین شدن، و نگاه کنم به آدمایی که هیچ نشونی ازشون پیدا نیست. آدمایی که وقتی از این بالا نگاشون می‌کنی، انگار هیچ وزنی ندارن؛ نه صداشون می‌رسه، نه دعواهاشون، نه شادی‌هاشون. از این بالا همه‌چی آروم‌تر، ساده‌تر و بی‌اهمیت‌تر از اون چیزیه که اون پایین به نظر میاد. اما همین‌که برمی‌گردی به دنیای اون پایین، می‌بینی آدم‌ها چقدر جدی گرفتن، چقدر هرچیز کوچیکی رو بزرگ کردن، چقدر سر هیچ‌چی دل شکستن، چقدر برای چیزایی جنگیدن که از اون بالا حتی دیده هم نمی‌شن. از این بالا، غم آدم کوچیک می‌شه و دلخوری و جنگ بین آدما کاملاً محو می‌شه. از این بالا همه شبیه هم می‌شن؛ هیچ‌کی مهم‌تر از اون یکی نیست، هیچ‌کی حق بیشتری نداره و هیچ‌کی اون‌قدرها هم خاص نیست. هیچ‌کی از رنج عشق نمرده، هیچ‌کی هم از رسیدن به عشقش تا ابد خوشبخت و آروم نشده... دوست داشتم ....
مهاجرت
2026/07/07
🎙️ اپیزود «مهاجرت» 🎙️ این اپیزود با حضور ۱۳ گوینده و ایفای نقش توسط گروهی از هنرمندان، یکی از گسترده‌ترین تولیدات رادیو تاسیان را شکل داده است. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان، ۸ بانوی هنرمند در کنار ۵ آقای هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان و با حمایت برند پریل، ۸ بانوی هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. 🎧  ✍🏻 ایده‌پرداز و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎭 گویندگان: محمد مقدسی، رضا کریمیان، ندا کریمی، فریما رئوفی، پارسا فلسفی، تینا کاردان، زهرا نویدی‌راد، شقایق هارونی، لی‌لی شیرازی، مانلی هفت‌لنگ، امیر ارجمند، فاطمه کاظمی شریعت‌پناهی، بهار احمدی و امیرعلی مهاجری پریل، حامی اپیزود مهاجرت از پادکست رادیو تاسیان
اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار
2026/06/26
ناظر: امیرعلی مهاجری خوانندگان: عباس آقاخانی / لیلی تنظیم صدا: آترین شکوهی بازخوانی ترانه ای از ابراهیم منصفی
نور و آن شهر ساحلی
2026/05/24
گفتم چون دلتنگی یعنی یکی یه چیزی ازت دزدیده و واسه همیشه رفته... نه جای اون چیزی که دزدیده ازت خوب میشه و نه هیچ وفت اون دزد بر میگرده.... تو میمونی و یه بدن نیمه جونی که همیشه داره درد میکشه.. من تحمل اون دردو ندارم... من دوست ندارم بدنم نیمه جون باشه... یا حداقل اگر هست بی حس شم نفهمم.. چیزی بادم نیاد.. نبینم اون جای خالی رو...جسم نیمه جون عین یه دیواری میمونه که چندتا آجر از وسطش ریخته.. اگر این آجرا بیشتر و بیشتر بریزن و کم بشن یه روز خود دیوار یهو میریزه پایین... هم خودش خراب میشه هم میریزه رو سر رهگذاریی که دارن از اونجا رد میشن... گفت: خیلی وقتا اون دزدایی که گفتی بر میگردن... با برگشتنشونم، دلتنگی ادم رفع میشه.. اون چیزیو هم که از وجودت برداشتن میذارن سر جاش..گفتم نه... خیلی وقتا حتی با برگشتن آدما هم چیزی درست نمیشه. خیلی وقتا ما دلتنگ آدما توو خاطراتیم و اون کسی که بودن، نه اون کسایی که الان برگشتن...  رادیو تاسیان تقدیم می‌کند: «نور و آن شهر ساحلی» تازه‌ترین اپیزود رادیو تاسیان با عنوان «نور و آن شهر ساحلی» منتشر شد. این اپیزود سفری است به اعماق زندگی، خاطرات شیرین، عشق‌های ماندگار و چشم‌اندازی به آینده‌ای روشن که می‌تواند چون نگارشی سینمایی، پایانی درخشان داشته باشد. ✨✨  عوامل اجرایی: • نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجری • میکس و مسترینگ: استودیو نووُ • خوانش تیتراژ: محمدرضا اکرادی • طراحی پوستر: فریما رئوفی بهار ۱۴۰۵/تهران ✨✨
آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!
2026/05/19
پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتهایشان پیداست. انسان در چنین جاده‌هایی یا به کسالت می‌رسد یا خوابش می‌گیرد و یا از سفر هیچ لذتی نمی‌برد. من عاشق جاده‌های پرپیچ‌وخمی هستم که در هر پیچ آن نمی‌دانم چه حادثه یا ماشینی انتظارم را می‌کشد. جاده‌هایی که دو سویشان پر از درخت و انبوه گیاهان سرسبز است و مه تا میانه راه و جاده را پوشانده. جاده‌ای که در آن فقط یک ثانیه جلوتر را می‌بینم و از همان لذت می‌برم، بی‌آنکه به انتهای مسیر فکر کنم. درست همانند جاده زندگی شما در کلمبیا. اپیزود تازه با عنوان «آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم» به قلم و صدای امیرعلی مهاجری، اکنون به‌صورت رسمی در تمامی پلتفرم‌های ایرانی پادکست در دسترس شماست. امیدوارم از شنیدن این قسمت لذت ببرید، و اگر برایتان جذاب بود، لطفاً آن را با دوستان و عزیزانتان به اشتراک بگذارید 💛 لینک‌های اپیزود: کانال بله 👇✨ https://ble.ir/radiotasian نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجریمیکس و مسترینگ توسط استودیو نووُ
دل آرام و بادبادکهای قرمز
2025/12/22
دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم...  نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاً برمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات روی یه ورق نازک و بیصدا نوشتم، اما یه روز با صدای بلند، وسط خیابون فردوسی، بین شلوغی شهر، به یاد من و از زبون من، با صدای خودت فریاد بزن : دوستت دارم ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گوینده: امیرعلی مهاجری 🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی  طراحی پوستر فریما رئوفی
دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد
2025/12/05
از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبه‌روی پنجره‌ای که به هیچ منظره‌ای ختم نمی‌شد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینی‌اش درون سینه‌اش می‌کوبید. هیچ‌کس خبر نداشت که او هر روز با اشباحی حرف می‌زند که فقط خودش می‌بیند؛ اشباحی از زنانی که پیش از او آمده بودند، زندگی کرده بودند، عاشق شده بودند، شکست خورده بودند، و از میان دیوارهای ناپیدای سکوت گذشته بودند. او فقط می‌خواست کسی باشد که دیده شده. نه برای زیبایی، نه برای دانایی، فقط برای اینکه بوده. برای اینکه نشسته، خیره شده، و نرفته." ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: فریما رئوفی🎨طراحی پوستر: یاسر مبارک آبادی/هارا🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان بصورت رسمی از تمامی پلتفرم‌های رسمی #پادکست منتشر شد. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید  👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید 👇👇👇 ‏https://castbox.fm/va/2810504
نُت آخر
2025/11/21
زن، برای اولین بار لبخند زد. لبخندی کوتاه، اما عمیق. بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار. و پیش از آن‌که آهنگ به پایان برسد، برخاست. رفت. نه با شتاب، نه با تردید. رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش. اما این‌بار، دیگر بازگشتی در کار نبود. مرد هنوز می‌نواخت. صدایش دیگر نمی‌لرزید. دست‌هایش محکم‌تر شده بودند. او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛ چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن. و آن شب، همان شبی شد که مرد برای همیشه بدون نیاز به صفحات نت به آواز و نواختن درآمد، سالیان سال در میان تاریکی جمعیت او را جست و دیگر موهایش را پریشان جلوی چشمانش رها نکرد تا اگر زن برگشت اینبار به جای نواختن و آواز خواندن فقط او را تماشا کند. و آن زن.... آن زن هیچگاه به آن شب‌نشینی برنگشت تا مرد سالیان سال عاشق بماند و جمعتی را از هنر خودش شگفت زده کند.  و شاید اگر روزی کسی از او می‌پرسید که آن زن، واقعا که بود؟ می‌گفت: نمی‌دانم.  فقط همین را می‌دانم که وقتی می‌آمد، صدایم معنا می‌گرفت، و وقتی رفت، معنایش شدم. نُتِ آخر ·    نویسنده: امیرعلی مهاجری ·    گوینده: علی ولیانی ·    میکس و تنظیم محمدرضا اَکرادی ·
یک روز معمولی | طنز
2025/11/01
الهام گرفته از داستانی واقعی موسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیه‌ی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم می‌کرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد به خواهر بزرگِ آقا موسی، مایملک‌های کوچیک رو وقف خیریه کرد و وقتی نوبت موسی شد گفت: «موسی بابا، من باارزش‌ترین چیز دنیامو می‌دم به تو. باباجان، من ۸۰ سال نماز و روزه بدهی دارم، یه چند تا طلبکار هم دنبالم بودن توی این سال‌ها، اونا واسه تو بابا...» این‌بار هم تا آقا موسی بیاد چیزی بگه، پدرش با چشمان باز و با نیمچه لبخندی که داشت، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. یک روز معمولی / طنز نویسنده و کارگردان صوتی امیرعلی مهاجری صداپیشگانرضا جعفرپورحسین سلیمیپدرام شهرآبادیامین منصوریفریما رئوفیآیدا رمضانی میکس و تنظیم صدا توسط محمد رضا اکرادی تهیه و تولید توسط استودیو نوو پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
نام آن دلتنگی
2025/10/17
نامِ آن دلتنگی‌ست که نه از نبودِ کسی، نه از خاطره‌ای روشن، که از فراموشی خودت در آینه‌ی آدم‌ها می‌آید. آن غمِ محوی که وسطِ خندیدن ناگهان گلوت را می‌فشارد، در شلوغی بغلت می‌کند، و در خلوت، چیزی درونت را بی‌صدا می‌کُشد. تاسیان، دلتنگی برای "خودت" است. نه خودِ حالا، نه خودِ محبوب، بلکه خودی که دیگر نمی‌دانی کجاست. همان که روزی بی‌هیچ اضطرابی خوابش می‌برد، بی‌هیچ نقشی خودش بود، و بی‌عذابِ ماندن یا رفتن، نفس می‌کشید. اگر امشب یا شبهای تاسیانی، تقصیر تو نیست. هیچ‌کس یادمان نداد که در راهِ عشق، اول باید "خود" را نگه داشت. تاسیان را زندگی کن، اما نمان. گریه کن، اما در اشک‌ها غرق نشو. و یادت باشد: تو هنوز اینجایی، زنده. ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: رضا جعفرپور🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان بصورت رسمی از تمامی پلتفرم‌های رسمی #پادکست منتشر شد. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید  👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید 👇👇👇 ‏https://castbox.fm/va/2810504
پاییز | هیچ
2025/09/22
هیچ  🍂🍁به بهانه پاییز...  اختصاصی از رادیو تاسیان نویسندگان و گویندگان: علی حسین غلامی امیرعلی مهاجری پوستر از فریما رئوفی
جای امن رویا
2025/09/05
چقدر قشنگه وقتی فقط من می‌دونم... وقتی همه‌ی این حس‌ها، این لحظه‌ها، تو دل خودمه و تو حتی نمی‌دونی داری زندگیِ یکیو نفس می‌کشی... خیالم راحته، چون این حرفا، اینا که از قلبم میان، یه جایی امن توی من قایم شدن، جایی که هیچ‌کس دستش بهش نمی‌رسه... حتی تو. چون اگه یه روز بهت بگم، اگه بدونی، اگه فقط یه کلمه بگی "نه"... همه‌چی تموم میشه. نه فقط من، نه فقط این حس، که اون خیابونای بی‌دلیل، اون کافه‌گردی‌های بی‌قرار، اون چشای درشتت که توشون جا می‌شدم، اون موهایی که می‌خواستم ببافمشون، همه‌ش می‌ریزه... می‌پاشه... نابود میشه. و من می‌مونم... تنها، وسط یه شهر شلوغ، یه مرکز بی‌جهتِ لعنتی که دیگه تو توش نیستی... و پیداتم نمی‌شه. نه توی خیابون، نه توی کافه، نه حتی توی خواب. می‌فهمی؟ •            ✏️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری •            🎙گوینده: رضا کریمیان •            🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی •            🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی •            🌟مدیریت و نظارت ضبط: علی ولیانی •            ✨تهیه و تولید توسط استودیو

Podcast reviews

Read رادیو تاسیان podcast reviews


5 out of 5
2 reviews

Podcast sponsorship advertising

Start advertising on رادیو تاسیان relevant audience podcasts


What do you want to promote?

You may also like to advertise on these Podcasts