
Advertise on podcast: هوشنگ چالنگی
Categories
This podcast has
6 episodes
Publisher
شهروز کبیریExplicit
No
Date created
2025/09/24
Latest episode
2025/11/12
Average duration
3 min.
Release period
10 days
Description
اینجا شعرهای هوشنگ چالنگی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر میشود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk
Podcast episodes
Check latest episodes from هوشنگ چالنگی podcast
هوشنگ چالنگی | تو پرندهی نقرهگون
2025/11/12
▨ نام شعر: تو پرندهی نقرهگون
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری https://soundcloud.com/arjanga
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
تو پرندهی نقرهگون و
گلهای صخره را نخواهی دید
اینجا
که سایههای اشباحی
تن به مرگ نمیسپرند
پس کنار این سوتهای بخشنده
که میگذرند و
نفس این نقره
که فرومیریزد
بمان و نگاه کن
گیاهی بومی را
که روح اقلیمی خویش به تماشا نهاده است
اما من دورم دور و
میتوانم درین یالها بخزم و
مرگ را تحقیر کنم
برخاستهام
ولی به یاد نمیآرم
خلوتی را که برای وداع داشتم
کمان کشیده میشود و من
شانههایم را از آهی طولانی
بیرون میبرم.
▨
هوشنگ چالنگی
از دفتر شعر زنگولهی تنبل
Hosted on SHENOTO
هوشنگ چالنگی | وقت باریدن
2025/09/28
▨ نام شعر: وقت باریدن
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: هوشنگ چالنگی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
وقت باریدن باران ای دوست
هرکسی تنهاست
توی تنهایی
پسری را باران شاعر کرد
دختری را گریاند
پشت این پنجره، من میشنوم
ریزش باران، تنهایی را میخوانَد
ریزش باران، تنهایی را میگوید
وقت باریدن باران بود
که کسی را از از مرز
باد با خود آورد!
وقت باریدن باران بود
که جوانی لاغر ظاهر شد در کوچه
و زنی نادم شد
وقت باریدن باران بود.
▨
هوشنگ چالنگی
بیست و پنجم مهر ماه ۱۳۴۶
از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۳۵
Hosted on SHENOTO
هوشنگ چالنگی | میراث
2025/09/27
▨ نام شعر: میراث
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: هوشنگ چالنگی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
نمیتوانم گفت،
با تو این راز نمیتوانم گفت
- در کجای دشت، نسیمی نیست
که زلف را پریشان کند-
آرام!
آرام!
از کوه اگر میگویی
آرامتر بگوی!
بارِ گریهای بر شانه دارم!
برکهای که شب از آن آغاز میشود
ماهی اندوهگین میگردد و
رشد شبانهی علف
پوزهی اسب را مرتعش میکند
آرام!
آرام!
از دشت اگر میگویی
گیاهی که در برابر چشم قد میکشد
در کدامین ذهن است
به جز گوسفندی که
اینک! پیشاپیشِ گله میآید
آه می دانم !
اندوه خویشتن را من صیقل ندادهام!
بتاب، رویای من!
بر گیاه و بر سنگ،
که معراج تو را آراستهام من.
گرگی که تا سپیدهدمان بر آستانهی ده میماند
بوی فراوانی در مشام دارد!
صبحی اگر هست
بگذار با حضور آخرین ستاره
در تلاوتی دیگرگونه آغاز شود.
ستارهها از حلقومِ خروس
تاراج میشوند
تا من از تو بپرسم!
اکنون، ای سرگردان!
در کدام ساعت از شبیم؟
انبوهیِ جنگل است که پلکِ مرا
بر یالِ اسب میخواباند
و ستارهای غیبت میکند
تا سپیدهدمان را به من باز نماید.
میراثِ گریه، آه
در قوم من
سینهبهسینه بود.
▨
هوشنگ چالنگی
مهر ماه ۱۳۴۶
از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۵۱
ــــــــ
تذکر: متن خوق منطبق بر خوانش شاعر است و با متن چاپ شده در کتاب، کم و بیشیهایی دارد.
Hosted on SHENOTO
هوشنگ چالنگی | شهادت
2025/09/25
▨ نام شعر: شهادت
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
به کردار ابری ببار اگر میباری
که سرود باران در منقار مرغی سرگردان است
.
سراسیمه سلام
اگر آنچه بر یال اسب میجنبد، سپیدهدمان است.
با چشمان مسافری
که از سالهای - هیمه - و- گرگ - میآید
مینگرم
بلوطی را که اینک پلک میگشاید
خواب از نژادی دشمن است
که تا دیده برهم مینهم
عریانترین خنجر را بر گلوی دوست میبینم
با پرندهای میآویزم
ــ بدانگونه غمآلود ــ
که گریبان اولین ستاره را به گریه بگیرم
آمیزش صدایی را میشناسم
[در برنجزاری که آوای پرندهایش میآراست
و انارستانی که گریانی در آن بود]
اکنون
تنها شکوفهای به شهادت کافیست
که من همیشه گریان بودم.
▨
هوشنگ چالنگی
آبان ماه ۱۳۴۶
از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۶۲
Hosted on SHENOTO
هوشنگ چالنگی | از ابرها
2025/09/25
▨ نام شعر: از ابرها
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
از ابرها
آن تکه که تویی
نخواهد بارید
مِه همان خواهد بود
چشمبسته وُ فرورونده
که بهتر ببیند
پرندهی گلگون را وُ
تنها پرندهی گلگون
نَه اینکه هر لحظه شکوفاترست
بر فرقِ اسبِ رهگذر
نه چکمههای کوچکش
که به گونههای او مهمیز میزنند.
▨
هوشنگ چالنگی
از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۱۴۴
Hosted on SHENOTO
هوشنگ چالنگی | اکنون کدام مذهب
2025/09/24
▨ نام شعر: اکنون کدام مذهب
▨ شاعر: هوشنگ چالنگی
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
هولِ کدام گرداب
موی بر سر تو سپیده کرده است
ای خسته از تلالؤی بیدرختی!
به هنگامی که از گردابها
میآمدم
قومی که خزه از کاکل من میسترد
منقرض شده بود.
از سموران محتاط پرس
روزگارانی را
که با دهان پلنگ نفس میکشیدم
بر گذشته، بر گذشته
اکنون ای برادران!
لحظهای فانوس را نگه را دارید
تا من از گریهی موعود خلاص یابم.
سراغ مهتاب را
در قصری متروک
از کدام کنیز میگیری؟
به هنگامی که بر تن من
از هولی که با من رفته سخن میگوید!
اکنون کدام مذهب
از قوم من
عریانتر است ؟
▨
هوشنگ چالنگی
مهر ماه ۱۳۴۶
از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۵۴
Hosted on SHENOTO