Advertise on podcast: کتابخانه صوتی | راتا
Rating
4.7from
This podcast has
40 episodes
Publisher
NewshaCast UGExplicit
No
Date created
2025/11/24
Latest episode
2026/10/08
Average duration
36 min.
Release period
8 days
Description
کتابخانه صوتی راتا، هر هفته پنجشنبهها یک کتاب صوتی را منتشر میکند. کتابها با اجازه ناشر منتشر میشود و میتوانید آن را به صورت قانونی گوش دهید. تماس برای اطلاعات بیشتر: [email protected]
Podcast episodes
Check latest episodes from کتابخانه صوتی | راتا podcast
فیل - بخش ۲
2026/10/08
معرفی کتاب فیلکتاب فیل نوشته ریموند کارور که با ترجمه مصطفی مستور منتشر شده است، جلد سیودوم مجموعه تجربههای کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه تجربههای کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولینبار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.
بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتابها نیمهکاره میمانند. راه چاره پناه بردن به کتابهای کمحجم و کمورقی است که میشود آنها را بهسادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعهی تجربههای کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقتهای اندک، برای خواندن در ساعتهایی که فکر میکنیم هیچکدام از کتابهای کتابخانهمان را نمیتوانیم بخوانیم. با مجموعهی تجربههای کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار میگیرد.
درباره کتاب فیلقهرمان داستان فیل، مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار میکند تا برای خانوادهاش که در استرالیا زندگی میکنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشتهاند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه میشوند و او را بیش از پیش فرو میبرند...
خواندن کتابهای مجموعه تجربههای کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیماگر فکر میکنید فرصتتان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمیکند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.
درباره ریموند کارورریموند کارور، داستاننویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پسازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفدهساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پسازاینکه در کلاسهای نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقهمند شد و از آنجا بود که رفتهرفته نوشتن را آغاز کرد.
واخر دههٔ هفتاد، پس از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، بهمدت چند سال در دانشگاههای مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبیاش را به دست آورد و از آن پس دیگر توانست بهصورت تماموقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاهسالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.
بخشی از کتاب فیلمیدانستم دارم اشتباه میکنم که آن پول را به برادرم قرض میدهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بدهکار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمیتواند پول خانهاش را بپردازد، چه کار میتوانستم بکنم؟ با اینکه هیچوقت پا در آن خانه نگذاشتهام ــ او هزار مایل دور از اینجا، جائی در کالیفرنیا زندگی میکند؛ من حتی هنوز خانهاش را ندیدهام اما دلام نمیخواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست میدهد. گفت که پولام را پس میدهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتیاش در راه است و بهزودی آن را وصول میکند. بهعلاوه، سرمایهگذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه میرسد. دربارهٔ این سرمایهگذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیشتر توضیح بدهد.
گفت «از این نظر مطمئن باش، نمیگذارم توی دردسر بیافتی.»
جولای گذشته شغلاش را از دست داده. شرکتی که در آن کار میکرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکناناش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بیکاریاش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت میشود و نه پساندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زناش، که دهسال از او مسنتر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشینهایشان را ــ ماشین زناش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیوناش را گرو گذاشته. گفت آنقدر تلویزیون را توی بازار سمسارها اینطرف و آنطرف برده که کمردرد گرفته. همهجا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگاش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف میزد که اگر دلام به درد نیاید، معلوم میشود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاعام به هم ریخته است، اما تو میتوانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»
گفتم «چهقدر؟»
گفت «پانصد دلار. بیشتر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش میآید؟ اما میخواهم واقعبین باشم. پانصد دلار را میتوانم پس بدهم. اما راستاش بیشتر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرضکردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمیکشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمیگذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلماتاش است.
فیل - بخش ۱
2026/10/05
معرفی کتاب فیلکتاب فیل نوشته ریموند کارور که با ترجمه مصطفی مستور منتشر شده است، جلد سیودوم مجموعه تجربههای کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه تجربههای کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولینبار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.
بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتابها نیمهکاره میمانند. راه چاره پناه بردن به کتابهای کمحجم و کمورقی است که میشود آنها را بهسادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعهی تجربههای کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقتهای اندک، برای خواندن در ساعتهایی که فکر میکنیم هیچکدام از کتابهای کتابخانهمان را نمیتوانیم بخوانیم. با مجموعهی تجربههای کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار میگیرد.
درباره کتاب فیلقهرمان داستان فیل، مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار میکند تا برای خانوادهاش که در استرالیا زندگی میکنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشتهاند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه میشوند و او را بیش از پیش فرو میبرند...
خواندن کتابهای مجموعه تجربههای کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیماگر فکر میکنید فرصتتان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمیکند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.
درباره ریموند کارورریموند کارور، داستاننویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پسازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفدهساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پسازاینکه در کلاسهای نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقهمند شد و از آنجا بود که رفتهرفته نوشتن را آغاز کرد.
واخر دههٔ هفتاد، پس از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، بهمدت چند سال در دانشگاههای مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبیاش را به دست آورد و از آن پس دیگر توانست بهصورت تماموقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاهسالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.
بخشی از کتاب فیلمیدانستم دارم اشتباه میکنم که آن پول را به برادرم قرض میدهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بدهکار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمیتواند پول خانهاش را بپردازد، چه کار میتوانستم بکنم؟ با اینکه هیچوقت پا در آن خانه نگذاشتهام ــ او هزار مایل دور از اینجا، جائی در کالیفرنیا زندگی میکند؛ من حتی هنوز خانهاش را ندیدهام اما دلام نمیخواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست میدهد. گفت که پولام را پس میدهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتیاش در راه است و بهزودی آن را وصول میکند. بهعلاوه، سرمایهگذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه میرسد. دربارهٔ این سرمایهگذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیشتر توضیح بدهد.
گفت «از این نظر مطمئن باش، نمیگذارم توی دردسر بیافتی.»
جولای گذشته شغلاش را از دست داده. شرکتی که در آن کار میکرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکناناش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بیکاریاش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت میشود و نه پساندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زناش، که دهسال از او مسنتر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشینهایشان را ــ ماشین زناش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیوناش را گرو گذاشته. گفت آنقدر تلویزیون را توی بازار سمسارها اینطرف و آنطرف برده که کمردرد گرفته. همهجا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگاش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف میزد که اگر دلام به درد نیاید، معلوم میشود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاعام به هم ریخته است، اما تو میتوانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»
گفتم «چهقدر؟»
گفت «پانصد دلار. بیشتر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش میآید؟ اما میخواهم واقعبین باشم. پانصد دلار را میتوانم پس بدهم. اما راستاش بیشتر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرضکردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمیکشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمیگذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلماتاش است.
من؟ من با همه فرق میکنم
2026/10/01
معرفی کتاب من؟ من با همه فرق میکنمکتاب من؟ من با همه فرق میکنم، نوشته فردریک پل که با ترجمه پرویز شهریاری منتشر شده است، جلد سی و چهارم مجموعه تجربههای کوتاه است.
بیست سال پیش که مجموعه تجربههای کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولینبار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.
بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتابها نیمهکاره میمانند. راه چاره پناه بردن به کتابهای کمحجم و کمورقی است که میشود آنها را بهسادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعهی تجربههای کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقتهای اندک، برای خواندن در ساعتهایی که فکر میکنیم هیچکدام از کتابهای کتابخانهمان را نمیتوانیم بخوانیم. با مجموعهی تجربههای کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار میگیرد.
درباره کتاب من؟ من با همه فرق میکنمداستان درباره مردی است که به جرم قتل دوستش دستگیر شده. دلایل او برای این قتل و اعترافاتش روند داستان را عجیب میکند تا جایی که حقایقی را راجع به خودش و آنچه فکر میکند که هست، افشا میکند.
خواندن کتابهای مجموعه تجربههای کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیماگر فکر میکنید فرصتتان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمیکند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.
دربارهی فردریک پلفردریک پل در سال ۱۹۱۹ متولد شد. او نویسندهی مشهور آمریکایی بود که بهعنوان استاد بزرگ داستان های علمی تخیلی شناخته میشود. فردریک پل در سال ۱۹۷۷ موفق به کسب جایزه ادبی ویکتور هوگو شد و در سال ۲۰۱۷ درگذشت.
بخشی از کتاب من؟ من با همه فرق میکنممن و کونوت سالهای زیادی با هم دوست بودیم.
جنگ، جنگ لعنتی، ما را از هم جدا کرد. چندسال بعد از جنگ، دوباره در واشینگتن یکدیگر را دیدیم. ولی نوعی بیگانگی ما را از هم دور میکرد. او راه خودش را پیدا کرده بود. با شدت و بهسختی روی چیزی کار میکرد. ولی به کسی نمیگفت چه میکند. همه چیز را از من و از دیگران پنهان میکرد. البته، من هم به نحوی مشغول بودم. ولی از زمانی که در «تشریح» با افتضاح شکست خوردم، کارهایم هیچ ربطی به دانش نداشت. باید بگویم، از همان روزی که برای نخستینبار پا به سالن تشریح گذاشتم، از پزشکی بدم آمد. گمان نکنید از جسد مرده میترسیدم. نه! حقیقت این بود که هیچ چیز جالبی در آن نمیدیدم.
به این ترتیب، نتوانستم یک عنوان دانشگاهی به دست آورم. عقیدهئی هم به آن نداشتم. یک عنوان علمی و دانشگاهی برای پلیس مخفی سنا چه اهمیتی دارد؟
درواقع، عنوان چه اهمیتی دارد؟ و من از این بابت که صاحب عنوانی نیستم نه خجالت میکشم و نه پشیمان ام. به طور کلی، در زندگی نباید از چیزی خجالت کشید. در ضمن، من از شغلی که دارم لذت میبرم.
سناتورها در برابر ما پلیسها صریح و بیپرده اند. رابطهٔ آنها با ما خوب است. خیلی پیش میآید که از خبرهای پشت پرده آگاه میشویم.
خیلیها به ما نیاز دارند: گزارشنویسان روزنامهها که در پی شکار خبر تازه هستند؛ سیاستبازان و بوروکراتها که میتوانند، در زمان لازم، از خبری که بابیاحتیاطی ما به دست آوردهاند، یک جنجال سیاسی واقعی بسازند...؛ سخن کوتاه، همهٔ آنها که میخواهند در جریان خبرهای پشت پرده و دیدگاههای نمایندگان سنا قرار گیرند، به ما نیازمند اند.
لاری کونوت هم یکی از آنها بود. یک روز در خیابان به او برخوردم. بعد از اندکی صحبتهای معمولی، پرسید:
«آیا میتوانی برای مذاکراتِ نزدیکِ مربوط به سیاست خارجی، کارت ورودی برای من تهیه کنی؟»
و من روز بعد، تلفنی به او اطلاع دادم همه چیز روبهراه است.
برهای در پوست گرگ
2026/09/14
کتاب «برهای در پوست گرگ» (به آلمانی: Schaf im Wolfspelz) داستانی استعاری و جذاب نوشته رفیق شامی، نویسنده نامآشنای سوری-آلمانی.
درباره نویسنده و کتاب
نویسنده: رفیق شامی (متولد دمشق، ساکن آلمان)
مترجم به فارسی: بیژن شکرریز
موضوع کلی: این داستان کوتاه و خواندنی، روایتی عمیق با لایههای طنز و فلسفی است که به موضوع هویت، فریبکاری، قدرت و تبعات پنهان شدن پشت نقاب دیگران میپردازد.
خلاصه داستان
قهرمان داستان برهای مغرور و سرتق به نام «هیلو» است که در میان گله به خودشیفتگی و خودپسندی شهرت دارد. ماجرا از جایی آغاز میشود که چوپان پس از کشتن یک گرگ، برای نشان دادن شجاعت خود، پوست گرگ را از تنش جدا میکند و آنجا میگذارد.
هیلو که وسوسه شده است تا با پوشیدن پوست این گرگِ مرده، بقیه گوسفندان گله را بترساند و قدرتنمایی کند، وارد پوست گرگ میشود. اما این بازیگوشی خطرناک طبق نقشه پیش نمیرود؛ او ناخواسته سر از گله واقعی گرگها درمیآورد و مجبور میشود برای زنده ماندن و لو نرفتن، رفتارهای آنها را تقلید کند و حتی گوشت بخورد. این تغییر هویت اجباری، هیلو را درگیر ماجراهای عجیب، ترسناک و غیرمنتظرهای میکند.
میتوانید نسخه صوتی یا متنی این کتاب را از پلتفرمهایی مانند طاقچه تهیه و مطالعه کنید.
قصههای بابام - بخش ۶
2026/08/31
معرفی کتاب قصههای بابام «قصههای بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کردهاست. کالدول از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمارمیرود. بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون اینکه کلمهیی با کسی حرف بزند رفت ماهیگیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از اینکه مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانهاش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهیگیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم میشد و میرفت و غیبتاش سه چهار روز طول میکشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق میکرد لب رودخانه «باریئر» بود. و طول غیبتاش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهیاش. باباجانم عاشق بیقرار و دیوانه ماهیگیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همانجا دم رودخانه دود و دمی به راه میانداخت و ماهیها را کباب میکرد... عقیدهاش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زنها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چهقدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود. مشخصات کتاب نام کتاب: قصههای بابام موضوع: رمان ، داستان خارج ی نویسنده: ارسکین کالدول مترجم: احمد شاملو انتشارات: انتشارات نگاه سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected]
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
[email protected]
قصههای بابام - بخش ۵
2026/08/15
معرفی کتاب قصههای بابام
«قصههای بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کردهاست.کالدول از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمارمیرود.بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون اینکه کلمهیی با کسی حرف بزند رفت ماهیگیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از اینکه مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانهاش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهیگیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم میشد و میرفت و غیبتاش سه چهار روز طول میکشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق میکرد لب رودخانه «باریئر» بود. و طول غیبتاش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهیاش. باباجانم عاشق بیقرار و دیوانه ماهیگیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همانجا دم رودخانه دود و دمی به راه میانداخت و ماهیها را کباب میکرد... عقیدهاش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زنها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چهقدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.مشخصات کتاب نام کتاب: قصههای بابامموضوع: رمان، داستان خارجینویسنده: ارسکین کالدولمترجم: احمد شاملوانتشارات: انتشارات نگاهسال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:[email protected]
See omnystudio.com/listener for privacy information.
قصههای بابام - بخش ۴
2026/08/04
قصههای بابام - بخش ۳
2026/07/23
قصههای بابام - بخش ۲
2026/07/22
قصههای بابام - بخش ۱
2026/07/14
شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۳ (پایان)
2026/07/13
شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۲
2026/07/10
شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۱
2026/07/06
دو ولگرد - بخش ۴ (پایان)
2026/07/02
دو ولگرد - بخش ۳
2026/06/29